ساتت
| ساتت | |
|---|---|
| مرکز فرهنگی غالب | الفانتین |
| نماد | تاج هِجِت، بز کوهی، آنخ، کمان، تیر، رودِ جاری، سِیریوس |
| اطلاعات شخصی | |
| والدین | رَع |
| خواهر و برادر | شو، تفنوت، حاتور، سخمت، مفدت، باستت، اَنهور، مائات، موت، آنات، قدش |
| همسر | |
| زادگان | عنوکت |
| همتایان | |
| همتای یونانی | هرا |
| همتای رومی | یونو |
ساتت یا ساتي (هیروگلیف مصری: 𓋴𓄝𓏏𓏏𓁐) یکی از ایزدبانوان باستانی مصر و از مهمترین ایزدان منطقهٔ آبشار نخست نیل بود. شواهد مربوط به نام او از دورهٔ تینیتی وجود دارد و در پادشاهی قدیم، پرستش او در جزیرهٔ الفانتین بهطور مشخص تثبیت شده بود. ساتت با آبهای نیل و طغیان سالانهٔ آن، و همچنین با مرز جنوبی مصر و سرزمینهای نوبیا ارتباط داشت و از همین رو یکی از ایزدان مهم جنوب مصر به شمار میرفت.[۱][۲]
ساتت در سنت دینی الفانتین، بانوی الفانتین و ایزدبانوی مرتبط با سرچشمهٔ طغیان نیل دانسته میشد. آبهای ناحیهٔ آبشار نخست در تصور دینی مصریان با آغاز جریان نیل و حاصلخیزی سرزمین پیوند داشتند و ساتت در این نظام نقشی مهم ایفا میکرد. در متون مذهبی همچنین آب ساتت با پاکیزگی و تطهیر، بهویژه تطهیر پادشاه مرده، ارتباط پیدا میکند.[۳][۴] جنبهٔ دیگری از جایگاه ساتت، نقش حفاظتی او در مرز جنوبی مصر بود. او به صورت ایزدبانویی کماندار تصور میشد که میتوانست دشمنان مصر را با تیرهای خود دور کند. این ویژگی با موقعیت الفانتین در مرز مصر و نوبیا ارتباط داشت و باعث شد ساتت در کنار کارکردهای مربوط به آب، چهرهای نیرومند و حمایتگر نیز پیدا کند.[۵][۶]
ساتت بعدها به عنوان یکی از اعضای سهگانهٔ الفانتین در کنار خنوم و عنوکت جای گرفت. رابطهٔ دقیق میان این سه ایزد در دورههای مختلف یکسان نبود، اما از پادشاهی میانه به بعد، آنان به صورت مجموعهای دینی در منطقهٔ آبشار نخست مورد پرستش قرار گرفتند.[۲][۷] پرستش ساتت در طول تاریخ مصر باستان برای هزاران سال ادامه یافت و معبد او در الفانتین بارها بازسازی و گسترش پیدا کرد. شواهد معماری و کتیبهای از دورههای گوناگون نشان میدهند که این معبد یکی از پایدارترین مراکز مذهبی جنوب مصر بود و ساتت تا دورههای متأخر همچنان در منطقهٔ آبشار نخست جایگاه خود را حفظ کرد.[۸][۹]
ریشهشناسی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
تلفظ دقیق زبان مصر باستان در بسیاری از موارد مشخص نیست، چون مصریان حروف صدادار را در نوشتههای خود ثبت نمیکردند و اطلاعات مربوط به تلفظ واکهها مربوط به دورههای بسیار متأخر است. به همین دلیل، نام این ایزدبانو در منابع به شکلهای مختلفی مانند «سِتیس»، «ساتي»، «سِتِت»، «ساتت»، «ساتیت» و «سَثیت» نوشته یا بازسازی شده است. در پادشاهی کهن، نام ساتت معمولاً با نشانهای شبیه گره یا بند نوشته میشد. در پادشاهی میانه، شکل نوشتاری آن تغییر کرد و نشانهای به صورت پوست حیوانی سوراخشده با تیر در نگارش نام او رواج یافت. این تغییر با تفسیر معنایی نام ساتت در متون پادشاهی میانه همراه شد؛ جایی که نام او با فعلها و مفاهیم مربوط به تیراندازی و پرتاب تیر ارتباط پیدا کرد.[۱۰] در متون تابوت، این برداشت به شکل روشنتری دیده میشود و ساتت بهعنوان ایزدبانویی معرفی میشود که با کمان تیر میاندازد. این برداشت با نقش او بهعنوان نیروی محافظ جنوب و نگهبان مرزهای مصر نیز هماهنگ بود.[۱۰]
ارتباط نام ساتت با جزیرهٔ سهیل نیز در پژوهشهای جدید قطعی دانسته نمیشود. شباهت میان نام این ایزدبانو و نام سهیل سبب شده بود که چنین ارتباطی پیشنهاد شود، اما شواهد زبانی و تاریخی برای اثبات این اشتقاق کافی نیست. از این رو، ریشهٔ دقیق نام ساتت همچنان ناشناخته است و مهمترین تحول قابل مشاهده در تاریخ آن، تغییر شیوهٔ نگارش و شکلگیری تفسیرهای معنایی پیرامون آن است.[۱۱]
شخصیتپردازی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
ساتت در سنت دینی مصر باستان شخصیتی قدرتمند و محافظ داشت که هویت او با محیط الفانتین و آبشار نخست نیل پیوند داشت. جایگاه این منطقه در جنوبیترین بخش مصر و نزدیکی آن به سرزمینهای نوبی، ساتت را از دورههای کهن با حفاظت از مرز جنوبی و پاسداری از قلمرو پادشاهی مرتبط کرد. در منابع پادشاهی کهن، او در ارتباط با شاه و قدرت سلطنتی ظاهر میشود.[۴] این جنبهٔ محافظ در پادشاهی میانه با تصویر ساتت بهعنوان تیراندازی نیرومند همراه شد. در متون این دوره، تیرهای ساتت برای دور کردن دشمنان به کار میروند و این ویژگی با موقعیت الفانتین در مرز جنوبی مصر ارتباط داشت. در چنین متونی، ساتت ایزدبانویی است که در برابر تهدیدهای بیرونی واکنش مستقیم نشان میدهد و از قلمرو تحت حمایت خود دفاع میکند.[۱۰]
ساتت همزمان با آب و تطهیر نیز ارتباط داشت. در متون اهرام، آبهای الفانتین به وسیلهٔ او برای پاککردن شاه مرده به کار میروند. این نقش، ساتت را در آیینهای مربوط به مرگ و گذار شاه به جهان ایزدان وارد میکند و آب مقدس الفانتین را به بخشی از فرایند تطهیر سلطنتی تبدیل میسازد.[۱۲][۴] ارتباط ساتت با آب، در دورههای بعد با مفاهیم باروری و تجدید حیات نیز همراه شد. آب نیل در منطقهٔ آبشار نخست اهمیت اقتصادی و دینی داشت و ساتت در نظام مذهبی الفانتین با این محیط آبی ارتباط نزدیکی پیدا کرد. در برخی سنتهای پادشاهی نوین، ساتت و عنوکت در صحنههایی در کنار یکدیگر حضور دارند و برای شاه زندگی، سلامت و شادمانی طلب میکنند.[۱۳][۱۴]
ساتت در نظام دینی الفانتین با خنوم و عنوکت نیز ارتباط داشت. خنوم ایزد اصلی منطقه و مرتبط با آفرینش و آبهای سرچشمهٔ نیل بود و عنوکت نیز از ایزدان مهم همین ناحیه به شمار میرفت. در سنتهای متأخرتر، این سه ایزد به صورت سهگانهٔ الفانتین سازمان یافتند و ساتت معمولاً همسر خنوم و مادر عنوکت معرفی شد. این روابط خانوادگی در همهٔ دورهها یکسان نبود و بیشتر در چارچوب صورتبندیهای متأخرتر دین الفانتین تثبیت شد.[۱۳][۲]
شمایلنگاری
[ویرایش | اشتراکگذاری]
ساتت در بیشتر نمونههای شناختهشده به صورت زنی با پیکرهٔ انسانی و لباس بلند ایزدبانوان مصر تصویر میشود. مشخصترین ویژگی او تاج ساتت است؛ تاجی بر پایهٔ تاج سفید مصر علیا که در دو سوی آن دو شاخ بلند و خمیده قرار دارد. این تاج مهمترین نشانهٔ تصویری ساتت است و در نقشبرجستهها و استلاهای مربوط به معبد او در الفانتین به شکل ثابت دیده میشود.[۱۵] شاخهای روی تاج ساتت معمولاً به شکل شاخهای بزکوهی نمایش داده میشوند. این شاخها از دو سوی تاج سفید بیرون میآیند و گاهی به سمت بالا و بیرون خم میشوند. ترکیب تاج سفید و شاخها در شمایلنگاری ساتت چنان مشخص است که در آثار آسیبدیدهٔ معبد الفانتین نیز باقیماندن تاج برای شناسایی ایزدبانو کافی بوده است. یکی از قطعات نقشبرجستهٔ معبد ساتت در دورهٔ تحوتموس سوم که اکنون در موزهٔ لوور نگهداری میشود، تنها بخش سر و تاج او را حفظ کرده است.[۱۶]
نشان عنخ یکی از اشیایی است که بهطور مکرر در دست ساتت دیده میشود. در نقشبرجستهای از معبد او در زمان تحوتموس سوم، ساتت در برابر شاه ایستاده و نشان عنخ را در دست دارد. در نمونهای دیگر، او در کنار خنوم و دیگر ایزدان الفانتین با همین ویژگی تصویری دیده میشود.[۱۶] عصای واس نیز در برخی تصاویر ساتت دیده میشود.[۱۶] در برخی نمونهها، کمان و تیر نیز با ساتت همراه هستند. این عناصر در شمایلنگاری او حضور دائمی ندارند و بیشتر در تصاویری دیده میشوند که بر جنبهٔ تیرانداز او تأکید دارند.[۱۰] ساتت گاهی با ظروف آب نیز نمایش داده میشود. این شکل از تصویر با نقش آیینی او در استفاده از آب مقدس ارتباط دارد.[۲] در برخی بازنماییها، بزکوهی به شکل کامل نیز با ساتت ارتباط پیدا میکند و این حیوان میتواند بهصورت مستقیم به جای پیکرهٔ انسانی ایزدبانو ظاهر شود.[۲]
جایگاه دینی
[ویرایش | اشتراکگذاری]
پرستش ساتت دستکم از دورهٔ تینیتی شناخته شده است و شواهد نامشناختی نشان میدهند که او در این دوره در سنت دینی مصر حضور داشته است. در آغاز سلسلهٔ ششم، ساتت در الفانتین جایگاهی تثبیتشده داشت و برای او نیایشگاهی در این جزیره وجود داشت. یکی از اعضای کاهنان ساتت نیز از دورهٔ سلسلهٔ چهارم یا پنجم شناخته شده است.[۱][۴] نیایشگاه ساتت در الفانتین در طول تاریخ مصر بارها بازسازی شد و یکی از نمونههای مهم تداوم یک مکان مقدس در چندین دورهٔ تاریخی مصر است. ساختار اولیهٔ آن در میان صخرههای گرانیتی قرار داشت و در پادشاهی کهن چندین بار گسترش یافت. در دورهٔ پپی یکم، در سلسلهٔ ششم، ساختمان معبد توسعه پیدا کرد و یک محراب سنگی برای پیکرهٔ ساتت به آن افزوده شد. در همین دوره، شواهد حضور خنوم در مجموعهٔ معبد نیز ظاهر میشود.[۸] در دورهٔ انتقالی اول و آغاز پادشاهی میانه، معبد ساتت چند بار بازسازی شد. فرمانروایان سلسلهٔ یازدهم، از جمله منتوحوتپ دوم، در توسعهٔ آن نقش داشتند و در این دوره استفاده از سنگ در بخشهایی از ساختمان افزایش یافت. سپس در آغاز سلسلهٔ دوازدهم، سنوسرت یکم معبدی تازه از سنگ ساخت که جای ساختمان پیشین را گرفت.[۸] در پادشاهی نوین، معبد بار دیگر دگرگون شد. حتشپسوت در سلسلهٔ هجدهم بنای تازهای برای ساتت ایجاد کرد و تحوتموس سوم آن را گسترش داد. بخشهایی از کتیبهها و نقشبرجستههای این دوره نام ساتت را در کنار نام شاهان و دیگر ایزدان الفانتین حفظ کردهاند. یکی از استلاهای زمان تحوتموس سوم، علاوه بر تصویر ساتت، نام «اوسرحت» با عنوان «خوانندهٔ ساتت» را نیز ثبت کرده و وجود سازمان روحانی وابسته به معبد را نشان میدهد.[۱۶][۱] در دورههای متأخر نیز معبد ساتت همچنان مورد استفاده قرار داشت. آماسیس دوم در دورهٔ بیستوششم سلسله، سازهای ستوندار به مجموعهٔ معبد افزود. در دورهٔ بطلمیوسی، ساختمان پیشین کنار گذاشته شد و معبدی تازه برای ساتت ساخته شد؛ کتیبهای دموتیک از الفانتین نیز بازسازی این پرستشگاه و برپایی دوبارهٔ بنای آن را ثبت کرده است. تاریخ دقیق این کتیبه مورد بحث پژوهشگران است و برای آن تاریخهایی از دورهٔ بطلمیوس دوم تا دورهٔ مشترک بطلمیوس ششم و هشتم پیشنهاد شده است.[۱۷][۱۸]
الفانتین مرکز اصلی پرستش ساتت بود، اما شواهد مربوط به آیین او به نقاط دیگری از منطقهٔ آبشار نخست نیز میرسد. جزیرهٔ سهیل و ناحیهٔ سِوِنِت در اسوان از جمله مکانهایی هستند که ارتباط دینی با ساتت در آنها ثبت شده است. در دورهٔ پادشاهی نوین، اسناد و آثار بهدستآمده از الفانتین و دیرالمدینه نیز نشان میدهند که نام ساتت در میان ایزدانی قرار داشت که برای آنها آیینها و نیایشهای رسمی انجام میشد.[۱۶][۱۳] در الفانتین، ساتت در کنار خنوم و عنوکت نیز در مجموعهٔ دینی منطقه حضور داشت. آثار مربوط به پادشاهی نوین نام این سه ایزد را در کنار یکدیگر ثبت کردهاند و کتیبهها و بقایای معبد نشان میدهند که پرستش آنها در ساختار مذهبی الفانتین به هم پیوسته بود. در دورهٔ بطلمیوسی نیز این سنت ادامه داشت و ساتت همچنان صاحب پرستشگاه و دستگاه روحانی مستقل خود بود.[۱۶][۱۳]
جستارهای وابسته
[ویرایش | اشتراکگذاری]پانویس
[ویرایش | اشتراکگذاری]- 1 2 3 Valbelle 1981, pp. 17–24.
- 1 2 3 4 5 Pinch 2002, pp. 286–287.
- ↑ Allen 2005, pp. 51–52.
- 1 2 3 4 Valbelle 1981, pp. 25–34.
- ↑ Valbelle 1981, pp. 35–43.
- ↑ Meeks 1999, pp. 108–110.
- ↑ Valbelle 1981, pp. 94–107.
- 1 2 3 Seidlmayer 1999, pp. 335–337.
- ↑ Valbelle 1981, pp. 123–145.
- 1 2 3 4 Valbelle 1981, pp. 89–94.
- ↑ Valbelle 1981, pp. 85–94.
- ↑ Faulkner 1969, pp. 122–123.
- 1 2 3 4 Valbelle 1981, pp. 107–116.
- ↑ Meeks 1999, pp. 108–112.
- ↑ Valbelle 1981, pp. 18–24.
- 1 2 3 4 5 6 Valbelle 1975, pp. 123–145.
- ↑ Arnold 1999, pp. 88–89.
- ↑ Seidlmayer 1999, pp. 337–339.
منابع و برای مطالعه بیشتر
[ویرایش | اشتراکگذاری]Valbelle، Dominique (۱۹۸۱). Satis et Anouket: Le culte des déesses de la première cataracte. Paris: Centre national de la recherche scientifique.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Pinch، Geraldine (۲۰۰۲). Egyptian Mythology: A Guide to the Gods, Goddesses, and Traditions of Ancient Egypt. New York: Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Allen، James P. (۲۰۰۵). Middle Egyptian: An Introduction to the Language and Culture of Hieroglyphs. Cambridge: Cambridge University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Meeks، Dimitri (۱۹۹۹). La vie quotidienne des dieux égyptiens. Paris: Hachette.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Seidlmayer، Stephan Johannes (۱۹۹۹). Elephantine. Oxford: Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Faulkner، Raymond O. (۱۹۶۹). The Ancient Egyptian Pyramid Texts. Oxford: Oxford University Press.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Valbelle، Dominique (۱۹۹۰). Les neuf arcs: L'Égyptien et les étrangers de la préhistoire à la conquête d'Alexandre. Paris: Éditions du Seuil.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
Arnold، Dieter (۱۹۹۹). Temples of the Last Pharaohs. New York: Oxford University Press. شابک ۹۷۸۰۱۹۵۱۲۶۳۳۴.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)